8

باورها

تاکنون فکر کرده‌اید که چرا افراد در برابر یک واقعه، واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.⁉️⁉️

برای نمونه، در یک تصادف ممکن است 

برخی از راننده‌ها به اعتراض بپردازند و راننده طرف مقابل را مقصر بدانند،

برخی دیگر بدون اعتراض، به توهین و پرخاشگری بپردازند و

عده اندکی هم ممکن است با روی خوش بگویند آنچه نباید بشود شد، چگونه می‌توان خسارات را جبران کرد.
باورها

 به تصاویر بالا نگاه کنید، گرچه تنها واکنش دیده می‌شود و موردتوجه قرار می‌گیرد؛ اما با کمی تفکر می‌توان دریافت که واکنش‌ها خود برخاسته از نوعی اعتقاد و یا باور هستند. باورها فرمانده عکس‌العمل‌ها و واکنش‌ها به رویداد و یا اتفاقی می‌باشند. یکی از عوامل شکل‌گیری باورهای کودک خانواده است. برای کودک، هیچ‌کس عزیزتر و مورد اعتمادتر از والدین نیست. اگر آن‌ها رابطه خوبی با کودک برقرار کنند، کودک به قوانین، مقررات، اعتقادات و الزام‌هایی که خانواده تعیین می‌کند اعتقاد پیدا می‌کند. مبنای بسیاری از باورهای درست و یا نادرست کودکان، خانواده و اعتقادات آنان است. برای نمونه والدینی که باور دارند مشکلات خانوادگی با تندخویی، و واژه‌های مخرب می‌تواند حل شود، کودک آن‌ها نیز با تندخویی و واژه‌های مخرب مشکل خود را حل خواهد نمود که این رفتار نمودی از پرخاشگری کودک است و منشأ آن خانواده است. از دیگر عوامل شکل‌گیری باور نادرست مراکز آموزشی و نگهداری کودک است. مربی و یا معلم در مرکز آموزشی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. اگر آن‌ها به‌جای کمک به کودکان به آن‌ها برچسب‌هایی چون کم‌هوش یا باهوش، کم استعداد یا با استعداد و ... بزنند یا اینکه به‌تحقیر کودک در میان دانش‌آموزان دیگر بپردازند، موجب می‌شوند که باورهای مخربی در آن‌ها شکل بگیرد؛ باورهایی چون من نمی‌توانم، من باهوش نیستم، من احمقم، من باید همه‌کاره‌ایم را بدون اشتباه انجام دهم و ... .

باورهای منطقی و عقلانی، زندگی سعادتمند برای کودک رقم خواهد زد و باور نادرست و غیرمنطقی، زندگی‌ای همراه با دشواری، اضطراب و افسردگی. باورهایی که در ذهن کودک شکل می‌گیرد در دورۀ کودکی قابل‌تغییر و اصلاح است اما هرچه کودک به بزرگ‌سالی نزدیک‌تر می‌شود تغییر باورهای او دشوارتر می‌شود. به همین دلیل اصلاح باورهای نادرست، در دورۀ کودکی از اهمیت به سزایی برخوردار است.

 روانشناسان معتقدند گرچه محیط موجب شکل‌گیری باورهاست، ولی با پرورش تفکر کودک و به‌ویژه نوجوان می‌توان به او کمک کرد تا با تفکر دربارۀ باور خود و پیامدهایش، بتواند به انتخاب بپردازد و باور درست را جایگزین باور نادرست کند. خواندن داستان و بحث‌وگفت‌وگو دربارۀ شخصیت‌های آن به این امر کمک می‌کند. در فرایند بحث و گفت‌وگو، کودک درمی‌یابد که در رابطه با یک رویداد، مانند اول نشدن در یک مسابقه و یا نمره 20 نگرفتن،  آنچه او را آزار می‌دهد باور اوست: یعنی «باید همیشه نفر اول باشد وگرنه بی‌کفایت است، کسی او را قبول ندارد و ...». باورهای نادرست موجب می‌شود که کودک یا نوجوان از یک رویداد ناخوشایند یک فاجعه بسازد.  به کمک داستان و تفکر ، کودک می‌آموزد که باور جایگزینی مانند: «دوست دارم برنده شوم، ولی اگر نشدم دنیا به آخر نرسیده، مهم این است که تلاش کردم» نیز وجود دارد. به‌این‌ترتیب به کمک داستان در مورد تفکر خود فکر می‌کند و می‌تواند باورهای غیرمنطقی خود را به باورهای منطقی تبدیل کند. البته این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که در مورد داستان بحث شود و فرصت صحبت برای کودک یا نوجوان در مورد داستان و در مورد خود به وجود آید. 

در مقابل، یادگیری اولیه، یادگیری‌های ثانویه نیز وجود دارد، که در ساخت شخصیت تأثیرگذار هستند. اگر او شاهدِ بگومگو والدین باشد و در شرایط مشابه اگر اختلافی با کسی پیدا کند، شروع به دادوفریاد می‌کند. یعنی، به آنچه دیده و در ذهن او نقش بسته، عمل می‌کند. این واکنش و رفتار، رفتار الگو گرفته‌شده است. اگر این رفتار برای او پیروزی به دنبال داشته باشد، او می‌آموزد که هرکجا پرخاشگری کند، می‌تواند به آنچه می‌خواهد برسد (یعنی یادگیری ثانویه). این یادگیری نیز در ذهن او می‌نشیند و در اثر تکرار تبدیل به یک باور می‌شود. معیاری که این باور بر آن استوار است می‌تواند یکی از نگرش‌های زیر باشد: «اگر داد نزنم، نمی‌توانم حقم را بگیرم»، «اگر کتک نزنم، می‌گویند ضعیف است و مرا دست‌کم می‌گیرند»، و مانند آن. این ساختارهای ذهنی همواره مشوق فرد در تکرار و پیروی از باور ناسالم خود است. اگر طرح‌واره‌های و یا معیارهای نادرست برای زندگی، در کودکی اصلاح نشود، براثر تکرار تبدیل به عادت و باور می‌شود و تغییر آن‌ها خیلی مشکل خواهد بود. برای نهادینه کردن باورهای سالم و ساختارهای ذهنی منطقی در کودکان، ضروری است که الگوهای رفتاری مناسبی برای آن‌ها باشیم، یعنی ساختارهای اولیه مناسبی در اختیار آن‌ها قرار دهیم. داستان‌های مناسب می‌توانند بستری برای شناخت بنیان‌های فکری و معیارهای درست برای تصمیم‌گیری در اختیار قرار دهند.

در ادامه، چند عنوان از داستان‌های مرتبط با طرح‌واره‌های ذهنی آورده‌ شده است. با انتخاب هر عنوان می‌توانید به خلاصه آن، بحث و گفت‌وگوهایی درباره چگونگی استفاده از داستان و پرسش‌هایی درباره محتوای آن دسترسی داشته باشید.

در ادامه، چند داستانی که به مهارت کنترل و مدیریت پرخاشگری در کودکان توجه دارد آورده شده است. با انتخاب هر عنوان از کتاب‌ها، می توانید به خلاصه داستان، بحث و گفت‌وگوهایی درباره چگونگی استفاده از داستان و پرسشهایی درباره محتوای آن دسترسی داشته باشید.


کرم سه نقطه
کرم سه نقطه
نویسنده: سروناز پریش (نویسنده و تصویرگر)
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1389.
گروه سنی: 7-12
توصیف و تحلیل داستان
کلاغ خنزرپنزری
کلاغ خنزرپنزری

نویسنده و تصویرگر: سروناز پریشان‌زاده
ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1387.
گروه سنی: 6-9

توصیف و تحلیل داستان
روباه نیمه شب
روباه نیمه شب

نویسنده: بتسی بایارس؛ تصویرگر: آن گریف آلکونی؛ مترجم مجید عمیق.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1375.
گروه سنی: 9-15

توصیف و تحلیل داستان
ببر کوچولو به داد بچه ها می رسد
ببر کوچولو به داد بچه ها می رسد

نویسنده: زوزا وربوآ؛ تصویرگر: تام مورگان جونز؛ مترجم: اشرف کریمی
ناشر: قدیانی، کتاب‌های بنفشه، 1388
گروه سنی: 7-9

توصیف و تحلیل داستان

شبکه های اجتماعی

telegram

instagram

google

تماس با ما

تلفن: 05138925014      همراه: 09150708580

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

upsite