8

بازی با فرزندان و نقش آن در ارتباط صمیمانه و پایدار

از فعالیتهای اصلی کودک و نوجوان است. بازی یکی از راه ها و روشهای طبیعی برای رشد و شکوفایی و کسب  مهارت و آماده شدن برای زندگی آینده است. با بازی کودک با محیط خو می‌گیرد؛ آنرا می‌شناسد و از آن طریق خود و دنیا را می‌شناسد. بازی فعالیتی آزادانه همراه با شادی است. از طریق بازی کودک غیرممکن‌ها را در خیال ممکن می‌سازد، بازی تجلی از احساسات  و آرزوهای اوست و نمایشی است از واقعیت های تجربه شده و آرزوها و رؤیاها؛ آنچه دوست دارد داشته باشد و یا باشد.

بازی یک نیاز طبیعی کودک و نوجوان است. او می خواهد بداند، کشف کند، احساس خود را نشان دهد، تخلیه شود، یاد بگیرد و برای آینده آماده شود. در بازی او آزادانه فعالیت می کند و شادمانه زمان می گذراند.

اهمیت بازی

همان طور که اشاره شد، بازی افزون بر یک فعالیت سرگرم کننده، موجب رشد کودک می شود. بازی ابعاد مختلف رشد را در بر می گیرد. برخی از آنها در اینجا مورد اشاره قرار می گیرد.

بازی و رشد کودک

بازی با کودک می تواند از سه بعد فیزیکی، ذهنی و اجتماعی به رشد او کمک کند. بازیهای پرتحرک مانند قایم موشک، توپ بازی، نقطه خط، پیاده روی و گردش در طبیعت، پینک پنک، تناب کشی به رشد فیزیکی او کمک می کند و بازیهایی مانند نقاشی، کاردستی، لگو، پازل، گِل بازی، کاردستی به رشد ذهنی و حل مسئله  و بازیهای گروهی مانند نمایشنامه، فوتبال، بازی با کلمه ها به رشد اجتماعی کودک و نوجوان می تواند کمک کند.

بازیهای پرتحرک به رشد عضله و رشد استخوانی، گردش خون و ترشح هورمونها می تواند کمک کند

در هر بازی کودک و یا نوجوان با چالش و حل مسئله برای برتری یافتن نیاز دارد و به طور تقریب در همه بازیها می تواند رشد ذهنی را نیز داشته باشد. ولی بازیهای فکری در این زمینه بیشتر تأثیرگذار دارند. در بازیهای فکری مانند پازل، لگو، شطرنج، منچ، چیستانها، ضرب المثل ها، داستان خوانی و گفتگو در باره آن، جمله سازی کودک و نوجوان هر آن با یک مسئله ای روبرو می شود و خلاقیت در پیدا کردن راه حل را می آموزد. از طرف دیگر خیلی از کودکان و نوجوانان هیجان های کنترل نشده ای را در برخورد با دیگران و یا در جریان بازی دارند. بازی والدین با کودک و یا نوجوان به او می آموزد که چگونه هیجان خود را کنترل کند، گذشت داشته باشد، قضاوت عجولانه نکند و چگونه هیجان خود را کنترل و تخلیه کند.

لازمه رشد اجتماعی و هوش اجتماعی، آگاهی نسبت به قوانین و مقررات، احساس مسئولیت در مورد حفظ حقوق دیگران، شناخت دیگران و نیازهای آنان است. بازی و به ویژه بازی جمعی بستر مناسبی را برای شناخت این مؤلفه ها و رشد اجتماعی فراهم می کند و کودک را آماده زندگی بدون دغدغه در آینده می سازد.

اگر والدین از اثر بازی بر رشد کودک آگاهی داشته باشند در انتخاب نوع بازی، اسباب بازی و همراهی آنها در بازیها بهتر می توانند عوامل این رشد را فراهم کنند.

بازی و تجربه مدیریت

در بازی با کودک اجازه دهید که او بازی را انتخاب کند، قوانین بازی را به شما یادآور شود و در مورد بازی قضاوت کند. البته تا جایی که خطایی مرتکب نشود، او می تواند آزادانه به مدیریت بازی بپردازد. مدیریت بازی به او ثابت می کند که گرچه در خانه همه به او می گویند چنین و چنان کن، در آنجا او نیز این فرصت را دارد که بتواند تعیین کننده باشد. این احساس  موجب رشد حس غرور می شود و اعتماد به نفس او افزایش می یابد. این یادگیری او را برای آینده که باید به مدیریت زندگی بپردازد آماده می کند. بدیهی است که در صورتی که قوانین زیرپاگذاشته شود و حقوق دیگران رعایت نشود باید به روش مناسب، به ویژه با رفتار، این مسئله را یادآور شد و توجه کودک را به پیامدها جلب کرد. رعایت این اصول باید مورد تشویق قرار گیرد. از طرف دیگر در زندگی پرمشغله کنونی، همه عجله دارند، در بیشتر موارد، پدر و یا مادر مرتب به کودک و یا نوجوان یادآور می شوند که باید زودتر کارهای خود را انجام شود، برای مهمانی و یا مدرسه آماده شود، غذایش را زودتر تمام کند، عجله داشتن آرامش او را می گیرد. در این شرایط، همواره مدیریت زمان با خانواده است. در بازی مشترک با خانواده، او مدیریت زمان را بر عهده دارد و عجله ای در کار نیست. آنها فرصت دارند رودرو شوند به چشم هم نگاه کنند و احساس و فکر هم را درک کنند. این فرصت مناسب برای جایگزین شدن و انجام بازی بدون عجله و در آرامش نیز به کودک و نوجوان حس خوبی می دهد، او هست که به مدیریت زمان می پردازد و تصمیم گیر است و فرصت با هم بودن را بوجود می آورد.

دلایل نیاز به بازی والدین با کودک

کودک نیاز به توجه مثبت دارد. اگر این توجه را دریافت نکنند، آنها از طریق توجه منفی، مانند پرخاشگری، تلاش می کنند توجه را دریافت کنند. اجازه دهید به نمونه ای در این رابطه توجه کنیم. مادری درمانده به مشاور مراجعه می کند. فرزند 3 ساله او با فریاد، لگد زدن و مشت زدن می خواهد به مقصود برسد. او با خواهر و برادر بزرگتر از خود نیز رفتار پرخاشگرانه ای دارد. مادر دیگر نمی تواند فرزند خود را آرام کند. توصیه مشاور به او بازی با کودک است. بعد از چند روز عمل به توصیه مشاور، مادر مشاهده می کند که کودک آرام تر شده و پرخاشگری کمتری دارد، توجه منفی کودک به توجه مثبت تبدیل می شود. معنی بازی مادر با کودک، توجه به اوست، دیده شدن و مورد محبت قرار گرفتن است. کودک به انواع توجه نیاز دارد. توجه به نوع غذای مورد علاقه، تفریح، اسباب بازی و بازی فردی و جمعی از جمله انواع نیازهای اوست. به هر یک از این علاقه ها توجه شود او بردداشت می کند که به خود او توجه شده است. البته منظور از توجه به علاقه های او این نیست که همواره او تعیین کنند باشد و نظرات خودمحورانه ای داشته باشد. در صورتی که امکان انتخاب بازی مورد علاقه او نیست و یا درخواست او غیرمنطقی و یا در آن زمان ممکن نیست، می توان با او گفتگو کرد و دلایل عدم امکان انجام درخواست را طرح کرد. 

بزرگسالان با گفتگو با هم ارتباط برقر ار می کنند و مقصود خود را بیان می دارند. ولی، کودک و یا نوجوان از واژگان غنی برخوردار نیست و استدلال نمی داند که بتواند مقصود خود را با زبان قابل درکی بیان کند. او با رفتار ارتباط برقرار می کند. این رفتار را می توان به خوبی در انتخاب اسباب بازی، نوع بازی و یا رفتاری که در طول یک بازی دارد مشاهده کرد و او را بهتر شناخت. بعنوان نمونه می توان به کتاب "دبیز در جستجوی خویشتن"[1] اشاره کرد. دبیز پسربچه دبستانی است که رفتارهای پرخاشگرانه شدیدی دارد. او فریاد می زند، روی زمین غلط می زند، دست خود را گاز می گیرد و در مدرسه با همکلاسیها رفتار خوبی ندارد، حاضر نیست سرجایش روی صندلی بنشیند، به طور معمول زیر میز می نشیند، انتظار دارد دیگران پالتوی او را بپوشانند و یا بند کفش او را ببندند. مادر او را نزد یک متخصص بازی درمانی می برد. در اتاق بازی او همواره یک سرباز را زیر تپه های شنی که درست کرده دفن می کند. بعد از چند جلسه که با آرامش بازی می کند، گفتگوهای بین او و مشاور نشان می دهد که او در واقع پدر را دفن می کند. پدر او فرد گرفتار و به طور معمول درگیر کارهای بیرون است، دیر به خانه می آید و در آن زمان نیز رفتار خشکی با پسر خود دارد. پسر فقط می خواهد که پدر به او توجه کند، بااو بازی کند و وقت بگذراند. ولی نمی تواند منظور خود را بیان کند و با رفتار پرخاشگرانه و توجه منفی ارتباط برقرار می کند. در بازی، که برای او وسیله امنی است که به طور آزادانه می تواند احساس خود را بیان کند، می گوید که کسی که دفن کرده پدرش است.

اگر بازی با خنده و شوخی همراه باشد، شادی آفرین است، لحظه های فراموش نشدنی را ثبت می کند و روابط صمیمانه و گرمای خانوادگی را شکل می دهد. حتی  اگر والدین خسته از کار برگشته باشند، لحظه های شاد بازی، خستگی آنها را برطرف می کند. خندیدن موجب ترشح هورمون شادی و نشاط  می شود که در بازسازی روحیه والدین خسته تأثیرگذار است. افزون بر آن، تمرکز بر فعالیتی شاد می تواند به تخلیه ذهنی والدین کمک کند و آنها را آماده فعالیت بیشتر کند.

در خانواده هایی که بازی با یکدیگر معمول است، اعضاء ارتباط صمیمانه ای با هم دارند، حمایت گر هستند و همکاری و همدلی بیشتری دارند.

در صورتی که بین والدین و کودک کدورتی وجود داشته باشد، بازی موجب می شود که برطرف شود. چون بازی حواس کودک را پرت می کند و بجای لحظه های سخت ملال آور تنهایی، خود را در جمع خانواده احساس می کند. با بازی نوجوان احساس می کند، برخلاف درک نامناسب او، یعنی کسی به او اهمیت نمی دهد، والدین برای او وقت می گذارند و به علاقه او به بازی توجه می کنند. به این ترتیب ارتباط صمیمانه جای خود را به ارتباط سرد پیشین می‌دهد.

برای آماده شدن برای زندگی آینده کودک و نوجوان باید بداند که در محیط ناملایماتی وجود دارد. در بازی با مشکلات، تقلب، کمالگرایی همبازیها، عدم توانایی خود، همدلی و همدردی آشنا می شود. بنابراین درک می کند که زندگی سیاه و سفید است و باید خود را برای چالش آماده کند. اگر تلاش بی قید و شرط داشته باشد می تواند رقابت کند. والدین بعنوان همبازیهای او در طول بازی به او می آموزند که چگونه می تواند از کنار ناملایمات بگذرد و چالشها را به فرصت تبدیل کند. این آموزش به او آرامش می دهد و در بازسازی و پایداری رابطه صمیمانه پدر و مادر با او مؤثر است چون رشد خود را تجربه می کند و لذت می‌برد.

بازی با کودک چه معنایی برای او دارد

بازی با کودک به او نشان می دهد که به او توجه داریم، مانند او هستیم؛ در بازی ما باید باز گردیم به دوران کودکی خود و کودکانه عمل کنیم و او لذت می‌برد، چون فاصله سنی زیادی بین خود با والدین نمی بیند.  

بازی به کودک نشان می دهد که او هم در زندگی شما اهمیت دارد. به او نشان می‌دهد که ما لحظه هایی را فقط به او توجه داریم و برای او وقت می‌گذاریم، پس او موجود ارزشمندی برای ما است. این احساس عزت نفس او را افزایش می دهد. به او نشان می‌دهد او و بازی او که دنیای کودک و فعالیت اصلی اوست، برای ما ارزشمند است. در بازی کودک می تواند خود را بشناسد، میزان بردباری و معیارهای خود را ارزیابی کند.

والدین نیز با بازی می‌توانند کودک را بشناسند، به علت واکنش های کودک پی ببرند و او درک کنند. در این صورت آنها می‌آموزند که در مقابل واکنش های او اگر صبوری کنند بهتر می‌توانند با او رابطه برقرار کنند.

1.  اکسلاین، ویرجینیا و کویلند، جمیز. 1395. دبیز در جستجوی خویشتن. تهران: روزبهان.

شبکه های اجتماعی

telegram

instagram

google

تماس با ما

تلفن: 05138925014      همراه: 09150708580

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

upsite