8

etemad03اطلاعات کتابشناختی

عنوان: شیرکوچولو بازیگر می‌شود (از مجموعه کلاس کوچولوها؛ 1)

نویسنده: زوزا وربورآ

مترجم: اشرف کریمی

ناشر: قدیانی، کتاب‌های بنفشه، 1387.

گروه سنی: 6-9

 

 

چکیده کتاب

شیر کوچولویی به نام لئو، بازیگر خوبی بود و همۀ بچه‌ها دوست داشتند نمایش‌های او را تماشا کنند. لئو تصمیم گرفت برای نقش رابین‌هود در نمایش مدرسه موهایش را با قیچی کوتاه کند. اما او موهایش را آنقدر کوتاه کرد که دیگر مویی برایش باقی نماند. دوستان لئو هنگامی‌که دنبال او آمدند تا با یکدیگر به مدرسه بروند؛ متوجه شدند که او ناراحت است. هنگامی‌که آنها متوجه کوتاهی موهای او شدند، به او گفتند که او اگر وانمود کند مانند رابین‌هود قهرمان و رهبر جنگل است، هیچ‌کس به شکل موهای او اهمیت نمی‌دهد. او بالاخره قبول کرد که با دوستانش به مدرسه برود. در مدرسه، معلم از موهای لئو تعریف کرد؛ اما او فکر می کرد  دوستان دیگرش با نگاه او را مسخره‌ می کنند و این باعث می‌شد احساس کند مانند قبل بزرگ، قوی و محکم نیست. تا اینکه دوست او کانی گفت هیچ‌گاه فراموش نکن، تو بازیگر بزرگی هستی. این حرف باعث شد لئو کمی فکر کند، صاف بنشیند و وانمود کند که همانند رابین‌هود کمانش را کشیده تا تیر را رها کند. زنگ تفریح چندنفر از هم‌کلاسی‌ها او را مسخره کردند، اما لئو به آنها محل نگذاشت چون به فکر نقش خود در نمایش بود. هنگام اجرای نمایش، از میان کسانی که برای نقش رابین‌هود آماده شده بودند، لئو انتخاب شد. چون او خیلی زود توانست اعتماد به نفسش را به‌دست آورد و با صدای بلند و واضح نقش رابین‌هود را اجرا کند. معلم او را برای این نقش انتخاب کرد. لئو تصمیم گرفت موهایش را همین‌طور نگه دارد چون گمان می‌کرد که این‌کار به بازی او کمک می‌کند.

بحث و گفتگو درباره داستان

کودکان باید بدانند که وجودشان باارزش است و دیگران به خاطر وجودشان و توانایی‌هایشان است که به آنان احترام می گذارند نه برای ظاهر، پول و موقعیت‌های آنان. این نکته موجب می‌شود که وقتی کودکی دچار مشکلی در یکی از این زمینه‌ها شود، دربارۀ خود براساس نظر دیگران قضاوت نکند، دچار اضطراب نشود و خود را از دیگران پنهان نکند. در این داستان، لئو ابتدا پس از آنکه دید موهاش خیلی کوتاه شده است اعتمادبه‌نفس خود را از دست داد. او از تحقیر و تمسخر دیگران می ترسید. حتی می خواست به خاطر این اشتباهش مهمترین آرزویش، یعنی بازی در نقش رابین هود را ازدست دهد. اما دوستانش به موقع به او یادآور شدند که ارزش اصلی او به ظاهرش نیست بلکه به وجودش، باورهای درست و رفتارش است. شخصیت داستان، پس از اینکه دوستانش هدف او و توانمندی او را به او یادآور شدند، به خود آمد و حس ارزشمندی که به‌دست آورد موجب شد که دیگر به تمسخر دیگران اهمیت ندهد و فقط به هدفش فکر کند. به همین دلیل در نمایش هم به خوبی درخشید. مشکلی که برای لئو پیش آمد ممکن است برای بسیاری از کودکان پیش آید نه دقیقا به همان صورت بلکه به صورت‌های مختلف.

مهمترین نکته این داستان اینست که گرچه ممکن است کودک و نوجوان مشکلات و ناتوانایی‌هایی داشته باشد، باید  ویژگی های مثبت او را به او یادآور شد. شما می‌توانید درباره نقطه ضعف‌ها و باورهایی که کودک شما درباره خودش دارد با او گفتگو کنید.

پرسش‌های داستان

 برای استفاده از این داستان در بحث و گفتگوتان می‌توانید از پرسش‌های زیر بهره ببرید:

🔸لئو چه کار کرد که دوست نداشت در نمایش شرکت کند؟

🔹دوستان لئو وقتی او را دیدند چه رفتاری انجام دادند؟ و چه چیزی بهش گفتند؟

🔸لئو در نمایش مدرسه چطور بازی کرد؟ او چگونه توانست موفق شود؟

🔹اگر تو جای لئو بودی چه می کردی؟

🔸تا به حال کسی را دیدید که مشکلی شبیه شخصیت این داستان داشته باشد. او با مشکلش چطور برخورد کرد؟

🔹چه رفتارهایی از دیگران موجب می شود فکر کنی که سایر دوستان و یا خانواده از تو توانمندتر هستند؟

🔸چه توانایی‌های داری؟ کدام را بیشتر دوست داری؟

🔹در چه زمینه ای دوست داری قوی تر شوی؟

برچسب ها:

شبکه های اجتماعی

telegram

instagram

google

تماس با ما

تلفن: 05138925014      همراه: 09150708580

ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

upsite